وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : حیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود . . .
اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم
اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم
اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم . . . ؟
با اشکهایت دلم را گمراه قطرات کردی، به دنبالشان رفتم تا علتشان را بیابم، ببینم تا که این دریای پر معنا را جاری کرده، اما پایانی ندیدم جز دلتنگی یار برای یار...
نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد، دل به او بستم. نگاهم کرد، اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد!
اگر می دونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی
و اگر می دانستی که همیشه اشک می ریزم هرگز تنهام نمی زاشتی